تبلیغات
ضد دختر ضد پسر کل کل کل دختر و پسر کل کل پسر و دختر ضایع کردن +18 انتی بوی انتی گیرل انتی پسر انتی دختر انتی لیدی ضد سوسک دخترای زپرتی زاخار ها عکس اشک در آوردن بزرگترین انجمن کل کل خیت شدن دخترا ترول ضد دختر دختر های کودن دختر های ضایع دختر خیت ضایع کر


Admin Logo
themebox Logo
اضافه به علاقه مندیها
تاریخ:دوشنبه 14 اردیبهشت 1394-03:44 ب.ظ

ss

*دانیال 

خوش گدشت ولی با دیدن رویا اوقاتم تلخ شد 
این دختر کی برای همیشه از زندگیم میره 
زندگی واسه همه ی ادما سوپرایز داره 
پشت هر اتفاقی دلیلی هست
این روزا عجیب دارم سوپرایز میشم 
حتما دلیلی واسه این اتفاقات هست 
تو فکر همین اتفاقات خوابم برد 
یه هفته گذشته و از غزل خبری نیست 
البته فردای تولد کلی ازم تشکر کرد 
ولی بعدش یادم تو را فراموش 
ا ا ا ا ببین چی یادم اومد غزل تو شرکت بابا کار میکنه ها 
پس ب بهونه بابا برم ببینم این دختره چیکار میکنه 
رفتم شرکت بابا مثل همیشه سرش شلوغ بود و کلی کار داشت 
بابام یکی از معتبرترین کارخونه های تولید قطعات خودرو تو ایران و داره 
و یه شرکت برای رسیدگی به کارای کارخونه و فروش محصولاتش 
وارد شرکت ک شدم این منشیه باز رفت تو مخ من 
بلاخره خوشگلی دردسر داره 
اووف ولی این چقد دیگه فیس و افاده داره با دماغ عملیش
سوراخ نداره واقعا جای خالی بینی احساس میشه 
_سلام خانوم کرامتی ،بابا هستن
به به سلام خوش اومدین بللللله هستن ولی جلسه مهمی دارن منتطرشون میمونین 
_ میرم یه گشتی تو شرکت بزنم 
بزارین راهنماییتون کنم 
_شرکت بابامه خودم بلدم 
یکم دستش بندازم بخندم دلم خنک بشه
_خانوم کرامتی دماغ و کجا ورداشتی؟ 
 ور داشتم؟ور نداشتم
_چرا دیگه قشنگ جای خالیش احساس میشه . چجوری نفش میکشی نگرانت شدم ؟
اوا چقد شما با نمکییییی 
_میییسسیی. میگم لباتون خیلی باحال شده ها ،پروتزه؟
ملله. واقعاا خوب شده؟
_اره شبی کون مرغ شده 
در 3 سوت محل و ترک کردم انقد بدم میاد از این دخترا ک حد نداره 
بابا تو ادمی این کارا چیه با خودت میکنی
داشتم ب صورت سرخ شده ی خانوم کرامتی میخندیدمو تو فکر کون مرغ بوودم ک خوردم ب ی نفرو پخش زمین شدم 
اخ اخ مگه کوری مرتیکه؟
_اره کورم مشکلیه 
سرمو اوردم بالا دیدم غزل 
_ااا تویی غزل سلام 
علیک سلام جناب ، ببین تمام بساتمو ریختی بهما 
_خب بابا الان برات جمعش میکنم بفرما 
مرسی حالا حواست کجا بود 
هول شدمو زود گفتم 
_پیش خانوم کرامتی. 
ی چپ چپ نگاه کرد گفت اوکی و رفت 
اوه اوه سوتی دادمااا حالا چ فکرا ک نمیکنه 
اصلا من اومده بودم اینو ببینم 
رفتم دنبالش
_غزل این چا چیکاره ای 
حسابدارم 
_بهت میاد 
مرسی. تو این جا چیکاره ای 
_هیچی اومدم بابامو ببینم 
مگه تو خونه نمیبینیش ک اومدی اینجا 
_من زندگی خودم و دارم و چند سالیه ک جدا زندگی میکنم 
اها اتاق بابات اونطرفه 
_چطور
موتور ، من بابات نیستم ک عین جوجه اردک زشت دنبالم راه افتادی مگه نمیخواستی ببینیش جلسش تمومه ، بای بای 
_بای 
رفتم پیش بابا 
_سلام سلام من اومدم 
اوه اوه خانوم کرامتی داره با چشاش نابودم میکنه خخخخ 
سلام اقا دانیال به به از این طرفا خوب موقعه ای اومدی ، خاوم کرامتی دو تا کباب کوبیده سفارشی بزنگ برا ما بیارن 
_خوبی بابا اوضاع چطوره ؟
الحمدالله اوضاع عالیه تو نمیخوای ی سر بیای خونه مامانت گفت بهت بگم بفرما امشب بیا دلمون برات تنگ شده 
_چشم بابا ، این رو زا فرصت سر خاروندنم ندارم بازار ماشین سکه شده نونمون تو روغنه 
خداروشکر
بهد از کلی صحبت و سرف ناهار از شرکت زدم بیرون 
رفتم خونه دوش گرفتم و لباس عوض کردم و ب سمت خونه پدری راهی شدم 
کلی دعا دعا میکردم این دختر عمه ی عتقیم اونجا نباشه ی سیریشیه دومی نداره
از ترسش تا حالا 100تا خط عوض کردم ،قیافش شبیه کرامتی اخلاقش ب بدی رویا کلا ریده


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 14 اردیبهشت 1394-03:42 ب.ظ

ss

*دانیال 

خوش گدشت ولی با دیدن رویا اوقاتم تلخ شد 
این دختر کی برای همیشه از زندگیم میره 
زندگی واسه همه ی ادما سوپرایز داره 
پشت هر اتفاقی دلیلی هست
این روزا عجیب دارم سوپرایز میشم 
حتما دلیلی واسه این اتفاقات هست 
تو فکر همین اتفاقات خوابم برد 
یه هفته گذشته و از غزل خبری نیست 
البته فردای تولد کلی ازم تشکر کرد 
ولی بعدش یادم تو را فراموش 
ا ا ا ا ببین چی یادم اومد غزل تو شرکت بابا کار میکنه ها 
پس ب بهونه بابا برم ببینم این دختره چیکار میکنه 
رفتم شرکت بابا مثل همیشه سرش شلوغ بود و کلی کار داشت 
بابام یکی از معتبرترین کارخونه های تولید قطعات خودرو تو ایران و داره 
و یه شرکت برای رسیدگی به کارای کارخونه و فروش محصولاتش 
وارد شرکت ک شدم این منشیه باز رفت تو مخ من 
بلاخره خوشگلی دردسر داره 
اووف ولی این چقد دیگه فیس و افاده داره با دماغ عملیش
سوراخ نداره واقعا جای خالی بینی احساس میشه 
_سلام خانوم کرامتی ،بابا هستن
به به سلام خوش اومدین بللللله هستن ولی جلسه مهمی دارن منتطرشون میمونین 
_ میرم یه گشتی تو شرکت بزنم 
بزارین راهنماییتون کنم 
_شرکت بابامه خودم بلدم 
یکم دستش بندازم بخندم دلم خنک بشه
_خانوم کرامتی دماغ و کجا ورداشتی؟ 
 ور داشتم؟ور نداشتم
_چرا دیگه قشنگ جای خالیش احساس میشه . چجوری نفش میکشی نگرانت شدم ؟
اوا چقد شما با نمکییییی 
_میییسسیی. میگم لباتون خیلی باحال شده ها ،پروتزه؟
ملله. واقعاا خوب شده؟
_اره شبی کون مرغ شده 
در 3 سوت محل و ترک کردم انقد بدم میاد از این دخترا ک حد نداره 
بابا تو ادمی این کارا چیه با خودت میکنی
داشتم ب صورت سرخ شده ی خانوم کرامتی میخندیدمو تو فکر کون مرغ بوودم ک خوردم ب ی نفرو پخش زمین شدم 
اخ اخ مگه کوری مرتیکه؟
_اره کورم مشکلیه 
سرمو اوردم بالا دیدم غزل 
_ااا تویی غزل سلام 
علیک سلام جناب ، ببین تمام بساتمو ریختی بهما 
_خب بابا الان برات جمعش میکنم بفرما 
مرسی حالا حواست کجا بود 
هول شدمو زود گفتم 
_پیش خانوم کرامتی. 
ی چپ چپ نگاه کرد گفت اوکی و رفت 
اوه اوه سوتی دادمااا حالا چ فکرا ک نمیکنه 
اصلا من اومده بودم اینو ببینم 
رفتم دنبالش
_غزل این چا چیکاره ای 
حسابدارم 
_بهت میاد 
مرسی. تو این جا چیکاره ای 
_هیچی اومدم بابامو ببینم 
مگه تو خونه نمیبینیش ک اومدی اینجا 
_من زندگی خودم و دارم و چند سالیه ک جدا زندگی میکنم 
اها اتاق بابات اونطرفه 
_چطور
موتور ، من بابات نیستم ک عین جوجه اردک زشت دنبالم راه افتادی مگه نمیخواستی ببینیش جلسش تمومه ، بای بای 
_بای 
رفتم پیش بابا 
_سلام سلام من اومدم 
اوه اوه خانوم کرامتی داره با چشاش نابودم میکنه خخخخ 
سلام اقا دانیال به به از این طرفا خوب موقعه ای اومدی ، خاوم کرامتی دو تا کباب کوبیده سفارشی بزنگ برا ما بیارن 
_خوبی بابا اوضاع چطوره ؟
الحمدالله اوضاع عالیه تو نمیخوای ی سر بیای خونه مامانت گفت بهت بگم بفرما امشب بیا دلمون برات تنگ شده 
_چشم بابا ، این رو زا فرصت سر خاروندنم ندارم بازار ماشین سکه شده نونمون تو روغنه 
خداروشکر
بهد از کلی صحبت و سرف ناهار از شرکت زدم بیرون 
رفتم خونه دوش گرفتم و لباس عوض کردم و ب سمت خونه پدری راهی شدم 
کلی دعا دعا میکردم این دختر عمه ی عتقیم اونجا نباشه ی سیریشیه دومی نداره
از ترسش تا حالا 100تا خط عوض کردم ،قیافش شبیه کرامتی اخلاقش ب بدی رویا کلا ریده


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 14 اردیبهشت 1394-03:39 ب.ظ

3e

*دانیال 

خوش گدشت ولی با دیدن رویا اوقاتم تلخ شد 
این دختر کی برای همیشه از زندگیم میره 
زندگی واسه همه ی ادما سوپرایز داره 
پشت هر اتفاقی دلیلی هست
این روزا عجیب دارم سوپرایز میشم 
حتما دلیلی واسه این اتفاقات هست 
تو فکر همین اتفاقات خوابم برد 
یه هفته گذشته و از غزل خبری نیست 
البته فردای تولد کلی ازم تشکر کرد 
ولی بعدش یادم تو را فراموش 
ا ا ا ا ببین چی یادم اومد غزل تو شرکت بابا کار میکنه ها 
پس ب بهونه بابا برم ببینم این دختره چیکار میکنه 

 

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:دوشنبه 14 اردیبهشت 1394-03:34 ب.ظ

3e

*دانیال 

خوش گدشت ولی با دیدن رویا اوقاتم تلخ شد 
این دختر کی برای همیشه از زندگیم میره 
زندگی واسه همه ی ادما سوپرایز داره 
پشت هر اتفاقی دلیلی هست
این روزا عجیب دارم سوپرایز میشم 
حتما دلیلی واسه این اتفاقات هست 
تو فکر همین اتفاقات خوابم برد 
یه هفته گذشته و از غزل خبری نیست 
البته فردای تولد کلی ازم تشکر کرد 
ولی بعدش یادم تو را فراموش 
ا ا ا ا ببین چی یادم اومد غزل تو شرکت بابا کار میکنه ها 
پس ب بهونه بابا برم ببینم این دختره چیکار میکنه 
رفتم شرکت بابا مثل همیشه سرش شلوغ بود و کلی کار داشت 
بابام یکی از معتبرترین کارخونه های تولید قطعات خودرو تو ایران و داره 
و یه شرکت برای رسیدگی به کارای کارخونه و فروش محصولاتش 
وارد شرکت ک شدم این منشیه باز رفت تو مخ من 
بلاخره خوشگلی دردسر داره 
اووف ولی این چقد دیگه فیس و افاده داره با دماغ عملیش
سوراخ نداره واقعا جای خالی بینی احساس میشه 
_سلام خانوم کرامتی ،بابا هستن
به به سلام خوش اومدین بللللله هستن ولی جلسه مهمی دارن منتطرشون میمونین 
_ میرم یه گشتی تو شرکت بزنم 
بزارین راهنماییتون کنم 
_شرکت بابامه خودم بلدم 
یکم دستش بندازم بخندم دلم خنک بشه
_خانوم کرامتی دماغ و کجا ورداشتی؟ 
 ور داشتم؟ور نداشتم
_چرا دیگه قشنگ جای خالیش احساس میشه . چجوری نفش میکشی نگرانت شدم ؟
اوا چقد شما با نمکییییی 
_میییسسیی. میگم لباتون خیلی باحال شده ها ،پروتزه؟
ملله. واقعاا خوب شده؟
_اره شبی کون مرغ شده 
در 3 سوت محل و ترک کردم انقد بدم میاد از این دخترا ک حد نداره 
بابا تو ادمی این کارا چیه با خودت میکنی
داشتم ب صورت سرخ شده ی خانوم کرامتی میخندیدمو تو فکر کون مرغ بوودم ک خوردم ب ی نفرو پخش زمین شدم 
اخ اخ مگه کوری مرتیکه؟
_اره کورم مشکلیه 
سرمو اوردم بالا دیدم غزل 
_ااا تویی غزل سلام 
علیک سلام جناب ، ببین تمام بساتمو ریختی بهما 
_خب بابا الان برات جمعش میکنم بفرما 
مرسی حالا حواست کجا بود 
هول شدمو زود گفتم 
_پیش خانوم کرامتی. 
ی چپ چپ نگاه کرد گفت اوکی و رفت 
اوه اوه سوتی دادمااا حالا چ فکرا ک نمیکنه 
اصلا من اومده بودم اینو ببینم 
رفتم دنبالش
_غزل این چا چیکاره ای 
حسابدارم 
_بهت میاد 
مرسی. تو این جا چیکاره ای 
_هیچی اومدم بابامو ببینم 
مگه تو خونه نمیبینیش ک اومدی اینجا 
_من زندگی خودم و دارم و چند سالیه ک جدا زندگی میکنم 
اها اتاق بابات اونطرفه 
_چطور
موتور ، من بابات نیستم ک عین جوجه اردک زشت دنبالم راه افتادی مگه نمیخواستی ببینیش جلسش تمومه ، بای بای 
_بای 
رفتم پیش بابا 
_سلام سلام من اومدم 
اوه اوه خانوم کرامتی داره با چشاش نابودم میکنه خخخخ 
سلام اقا دانیال به به از این طرفا خوب موقعه ای اومدی ، خاوم کرامتی دو تا کباب کوبیده سفارشی بزنگ برا ما بیارن 
_خوبی بابا اوضاع چطوره ؟
الحمدالله اوضاع عالیه تو نمیخوای ی سر بیای خونه مامانت گفت بهت بگم بفرما امشب بیا دلمون برات تنگ شده 
_چشم بابا ، این رو زا فرصت سر خاروندنم ندارم بازار ماشین سکه شده نونمون تو روغنه 
خداروشکر
بهد از کلی صحبت و سرف ناهار از شرکت زدم بیرون 
رفتم خونه دوش گرفتم و لباس عوض کردم و ب سمت خونه پدری راهی شدم 
کلی دعا دعا میکردم این دختر عمه ی عتقیم اونجا نباشه ی سیریشیه دومی نداره
از ترسش تا حالا 100تا خط عوض کردم ،قیافش شبیه کرامتی اخلاقش ب بدی رویا کلا ریده


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 13 اردیبهشت 1394-02:06 ب.ظ

ssf

عاشق قدم زدن تو صبح پاییزی هستم.
مخصوصا روزای سردش
لباس پوشیدمو از خونه زدم بیرون
چقدر خلوته...
جون میده برای قدم زدن
خالی کردن افکار از مشغله های روزانه
به سمت پارکی که چندتا خیابون اونور تره میرفتم
تو راه ی قوه داغ از همون کافی شاپ همیشگی گرفتم
مشغول خوردن و راه رفتن بودم
ک ی عوضی با ماشین از جلوم رد شد
تمام قهوه ریخت رو لباسی که روز تولدم اون لاشی برام گرفته بود
ههه چ روزایی داشتیم تف تو زمونه
چقدر دخترا کثیف شدن
تو همین فکرا بودم ک رسیدم به پارک مورد علاقم
هیچ کس نبود
جز ی نفر ک رو یکی از نیمکت های اخر پارک نشسته بود
طبق عادت شروع کردم ب گرم کردن
نم نم میدویدم دور پارک
وقتی به تهش رسیدم
بیشتر دقت کردم ی دختری ک مثل بید داشت میلرزید نشسته بود
ی دور کامل پارکو زدم ولی اون هنوز نشسته بود
دور سوم رفتم سمتش
ببخشید خانوم
مثل این ک متوجه من نشده
دستمو جلوی صورتش تکون دادم تا به خودش امد
+سرتونه؟
فقط با سر علامت داد اره
گرمکنم رو در اوردم انداختم رو دوشش
+میتونم اینجا بشینم؟
بازن هیرع ب ی نقطه بود
بدون این که متوجه بشه نشستم رو صندلی
ی ساعتی پیشیش نشسته بودم کم کم مردم توی پارک زیاد شدن
خوبیت نداشت کسی منو با ی دختر غریبه ببینه
اگه اشنایی منو میدید برام گرون تموم میشد
+خانوم؟
باز دستمو جلو صورتش تکون دادم ب خودش امد
+من دارم میرم
-ها؟
+میگم دارم میرم سردم شده
-اها ببخشید اصلا خواسم نبود بفرمایید کافشنتون
+نه مثل اینکه شما بیشتر احتیاج داریدش
+ این شمارم هر وقت خواستی پسش بدی تماس بگیر میام میگیرم ازت
شماره رو گرفتو به همون نقطه قبلی بدون هیچ حرفی خیره شد
قدم زنان به سمت قهوه خونه سر پارک رفتم
جای شما خالی ی املت مشتو چای زدیم به بدن
اما دخترک همچنان روی نیمکت پارک نشسته بود
چند روزی از اون قضیه گذشت
پیش خودم فکر میکردم زده تو گوش کافشنو دو درش کرده
توی بنگاه ماشین کار میکنم
یعنی صاحبشم ماشین های مدل بالا
رفیق گاردمم همکارمه
یعنی کارمندمه
از بنگاه برمیگشتم
توی ماشین گوشیم زنگ خورد
منم عادت ندارم پشت فرمون جواب تلفن بدم
قطع کردم
ایفونو انداختم رو داشبورد مازاراتیم تا برسم خونه ساعت نه ده شده بود
زنگ زدم پیتزا اوردن
دلم لک زنده واسه غذا های مامانم
ولی از وقتی که تصمیم گرفتم روی پای خودم واستم
ی خونه مجردی گرفتمو از صفر شروع ب کار کردن کردم
از خیلی چیزا محروم شدم
ولی ارزششو داشت
تو همین فکرا بودم یاد زنگ خوردن گوشیم افتادم
نکنه همون دختره بوده؟
اخه این خطمو کمتر کسی داره
شماره هم ناشناس بود
زنگ زدم بهش
+سلام شما؟
-شما تماس گرفتید بعد میگی شما؟
+شما زنگ زدید ک من تماس گرغتم
-غزل هستم
+خب باش... :| شمارمو از کجا اوردی؟
-خودت بهم دادی بعد میگی از کجا...؟
+من به کسی شماره نمیدم
-حالت خوش نیستا زنگ زدم کافشنو پس بدم ناراحتی قطع کنم
+ نه نه یادم امد خوبی؟
- از پرسیدنای شما
+واقعا شرمنده بجا نیوردمت
-قرار بود بجا بیاری؟ این ادرس ساعت یازده اونجا باش
باشه گفتمو بیشعور بدون این که اسممو بپرسه قطع کرد
غزل:
رفتم روی یکی از نیمکتای پارک نشستم
هرچی فک میکنم قیافه پسره یادم نمیاد
اصلا کی بود
چرا بهم کافشنشو داد
همینه دیگه غزل خانوم وقتی فکرت همش به اون عوضیه
همینه دیگه نمیبینی تو دنیات چی میگذره
یه پسری بهم نزدیک میشد
یعنی همونه؟
وقتی نزدیک تر شد ترسیدم
این دیگه کیه؟
غول بیابونی
کنارم نشست
-به به چ خانون خشگلی این وقت شب اینجا تو پاک چیکار میکنی عزیزم
واایی خدااا این دیگه کیه؟
+به شما ربطی نداره
-اوو کوچولو بلد نیستی با بزرگترت چطور صحبت کنی
+نه یادم ندادن بفرما برو مزاحم نشو
امد نزدیک تر اه حالم بد شد
-ببین کوچولو من دخترای مثل تورو خوب میشناسم این وقت شب توی این پارک جز هرزگی کاری ندارن ... فراری؟
+خفه شو مرتیکه عوضی
یکی خوابوند تو گوشم
خیلی دردم امد خدااا این چ جنسی بود افریدی ...گریم کرفته بود
بازمو گرفت
که یهو دستمو ول کرد
این دیگه کیه
شروع کرد پسره رو حسابی زدن
یکی کبوند تو صورتش که افتاد زمین
رفتم بالا سرش
همونطوری ک ولو شده بود ی تف انداختم تو صورتش
یهو یاد اون فرشته نجاتم افتادم
اوه اوه اینو باش چ خوشتیپه
رفتم جلو از دماغش یکم خون میومد
اخماش تو هم بود
دستمالو از جیبم دراوردم روی بینیش گداشتم
دستمالو محکم ازم گرفت سرمو انداختم پایین و گفتم ممنون که منو نجات دادی
خدا یعنی هنوزم ادمای خوب پیدا میشن
.
پسره:
از دستش بدجور عصبی بودم
اخه نمیشد فردا قرار بزاره؟
همین امشب باس پس میداد؟
همینطوری زل زده بود بهم
بلند گفتم نمیخوای کافشنو پس بدی؟
ک ی متر از جاش پرید
دستاش شروع به لرزیدن کرد
از ساکش کافشنمو داد دستم
+خونتون کجاست؟
-همین نزدیکیاس
+گفتم کجاس؟
آدرسو داد
ی ربعی راه بود پیاده
دختر این موقع شب خطرناکه تنهایی بره
میرسونمت راه بیوفت بریم
- نه ممنون خودم میرم
+گفتم راه بیوفت
چشمی گفتو دنبالم راه افتاد
نمیدونم از لحظه اول ک غزل رو دیدم ی حس خاصی بهش پیدا کردم
نمیدونم چیه
اصلا نمیخواستم بفهمه پولدارم
واسه همین 206 که اولین ماشینی بود که خریدم و ی حس خاصی بهش داشتمو اوردم
سوار ماشین شدیمو ی اهنگ ملو گذاشتم
+ خب گفتی اسمت چیه؟
صداش لرزون بود غزل
گفتم نترس قرار بود بلایی سرت بیاد تو پارک امده بود
ی مقداری اروم شد
پرسیدم اون روز تو پارک به چی فکر میکردی؟
بازم زل زد
به داشبورد ماشین نگاه میکرد
محکم پاکو گذاشتم رو ترمز با سر رفت دو داشبورد
ی جیغ خفیفی زد
ریز ریز میخندیدم گفت کوفت
زدم بغل خیابون در ماشینو قفل کردم
از ترس فقط زل زده بود بهم
التماسم میکرد که ولش کنم بره
قسمم میداد
گفتم نترس کاریت ندارم
فقط میخوام بدونم تو پارک به چی فکر میکردی
قیافش علامت تعجب شدخ بود
باشه میگم فقط کاریم نداشته باش
شروع کرد به تعریف
غزل:
دو سال پیش تو دانشگاه با ی پسری اشنا شدم
خشگل و مودب بود
ازش خوشم امده بود چون فک میکردم میتونم روش حساب باز کنم
همه جا با هم بودیم همه کار واسم میکرد
یه بچه مودب که باباش استاد دانشگاه بود دستشم به دهنش میرسید ارزوی هر دختری بود
تا اینکه سرد شد
کمتر سراغمو میگرفت
حتی روز تولدمو یادش رفت
تنها شدم
دوستام میگفتن که تا حالا چند دفه با ی دختره پولدار توی کافی شاب لاله دیدنش
باورم نمیشد
هر دو روز زنگ میزد
حالمو میپرسید
هفته ای ی بارم که سر کوچیکترین مسال دعوای بزرگ راه مینداخت
تا این که یکی از دوستام زنگ زد گفت بیا کافی شاپ لاله رفتم
از دیدن کسی که با عشقم بود خشکم زد
این ایکبیری دیگه کیه
رفتم جلو
محسن حواسش به من نبود
بلند گفتم محسن این کیه؟
وقتی منو دید خشکش زد
دختره گفت این به درخت میگن
-خانوم کی باشن؟
+نامزدشم
-نامزدش!!!
+بله مشکلیه؟شما؟
-محسن این چی میگه؟
^ غزل گمشو
+بعد این همه محبت حالا به من میگی گمشو
-محسن خانوم کی باشن؟
^ عزیزم یکی از بچه های کلاسه خیلی سیریشه
+تف تو ذاتت کثافت , ازت متنفرم
^ درست صحبت کن اویزون
^ رویا عزیزم تو خودتو ناراحت نکن , گمشو غزل
چشام پر اشک بود
خداااا این چ بلایی بود سرم اوردی
گریه میکردمو میدوییدم که خوردم به یکی
قیافشو ندیدم اما میشنیدم که اونم گریه میکرد
نقش زمین بودم
توان بلند شدن نداشتم
هوا بارونی بود
دلم میخواست میمردم
وسایلمو جمع کردمو رفتم خونه
برگشتم بهش نگاه کردم صورتش خیس بود
ببین غزل باهات چیکار کرده که اشک هم نوع خودشم دراورده
زل زدم به داشبورد
صدای گریه من و اشکای اون پسره
هوای بارونی بیرون
صدای اهنگ
جون میداد واسه مردن
خدایا الزایمریم کن یا منو بکش
تحمل این درد برام عذاب اوره
خسته شدم اون شب از جلوی چشمام دور نمیشن
پسره:
چ دنیایی کوچیکیه
ی پوزخند زدمو چقدر گذشتمون شبیهه همه
منم عاشق دختری بودم به اسم رویا
از پارسال
از طریق بنگاه ماشینی که توش کار میکنم باهاش اشنا شدم
از اون پولدارا بود
ده تای مثل منو میخریدو میفروخت
منم چون هیکلو قیافه خوبی داشتم
توجهشو جذب کرده بودم
به بهانه ماشین منو میبرد بیرون
کافی شاپ رستوران مهمونم میکرد
و بیشتر از خودمون حرف میزد
گذشتو گذشت
منم کم کم بهش علاقه مند شدم
جونم به جونش بند شده بود
سه ماه پیش
ی اس ام اس اشتباهی ازش امد
که محسن مسخره نشو میگم دوست دارم
خشکم زد...یعنی چی؟
سریع پشت بندش اس داد گوشی دست دختر خالم بود میخواست به دوس پسرش اس بده داد ب تو
اما رویا دختری نبود که گوشیشو به کسی بده
بدجوری بهش شک کردم
تا این که دو ماه پیش
2 شهریور بود
تغیبش کردم تا ی کافی شاپی به اسم لاله
نشسته بود تو
ک ی پسره رفت رو ب روش نشست
میگفتن میخندیدن
چ تیپ حال بهم زنی زده بود
شده بود مثل هرزه های خیابونی
اشک میریختمو نگاه میکردم
اصلا حواسش به من نبود
تا این که ی دختری رفت سمتشون
باهاشون جرو بحث کردو
رویا و پسره رفتن
دختره هم اشک میریخت حواسش نبود خورد به من افتاد زمین
بلندش کردم راهمو کشیدم رفتم
غزل که بیشتر از قبل اشک میریحت
پرسیذ گفتی چه روزی بود؟
گفتم 2 شهریور
پوزخندی زدو گفت اون دختره من بودم
منم پوزخندی زدم گفتم کافشنی که تنت بود اون برام خریده بود
با خشم به کافشن نگاه میکرد
انگار تمام تقصیر ها گردن اونه
از ماشین پرتش کرد بیرون
زل زد تو چشای من
قیافش دیدنی شده بود
نمیدونستم گریه کمک یا بخندم
صدای اهنگو زیاد کردم رفتیم تو حال خودمون
تا رسیدیم دم درشون
+میگم غزل
- بگو
+میشه شمارتو داشته باشم؟
-خب داریش ایکیو
+منظورم اینه گه گاهی با هم صحبت کنیم
-تا چی بشه؟
+اخه من تنها زندگی میکنم کسیو ندارم
-فرم صورتش تغییر کرد
با ی بغض خاصی تو صداش گفت باشه مشکلی نیست
بدون این که حرفی بزنه از ماشین پیاده شد رفت خونشون
حرف بدی زدم؟
چرا ناراحت شد؟
اگه ناراحت شد چرا گفت باشه؟
تو همین فکرا اون شبم گذشت
غزل:
وقتی گفت تنهام یاد تنهایی خودم براش ناراحت شدم
ولی از ی طرف برای خودم ناراحت بودم
که شدم همدم تنهایی بقیه
این پسره مثل محسن نیس
محسن ذاتش خراب بود
اگه تو اون پارک اون ادمو میدید اینقدر ترسو بود که جلو نیاد
حس مثبتی بهش دارم
اما نمیتونم بهش اعتماد کنم
شاید ظاهرشه
مثل محسن هرزه پسند که ظاهرش بچه مثبته
اه اسمشو نپرسیدم
چقدر ضایع
با یکی دردو دل کنی
از قضا اونم عین تو باشه
ولی اسمشو ندونی
مامان جلو تلوزین نشسته بود و اخماش تو هم تند تند صلوات میفرستاد تا منو دید
امد جلو
+کجا بودی؟نگاه به ساعت کردی؟
-خونه عاطفه بودم گفتم که
+زود تر از اینا باید میومدی
-برگشتنی حال نداشتم گفتم قدم بزنم قربونت برم
+شام خوردی؟
-نچ هیچی دست پخت ننه ادم نمیشه
+کوفت صد دفه مامان نه ننه
-چشم قربان حالا چی پختی؟
+قرمه سبزی
-یووهووو
پریدم تو اتاق
چقدر تلخه که از تو داغونی از بیرون شاد
لباسمو با ی تاپو شلوارک عوض کردم دوییدم تو اشپزخونه
الهی بمیرم شام نخورده
خوب شد خونه عاطفینا چیزی نخوردما
از صبح تا شب تنهاست ذلخوشیش منم
مامان بکش ک ای شیکم خودشو کشت
اووووم به به هیچی دست پخت مامان ادم نمیشه
با ولع میخوردم زیر چشمی خندهاشو دیدم
اخ اخ اخ ی این هفته تولدشه
پولامو جمع کنم که باس براش یه پیرهنی خوشگل بگیرم
راستی اسم پسره چی بود؟
از مامان تشکر کردم و رفتم تو اتاقم
گوشیمو ورداشتم اسمشو به اسم همزاد سیو کردم
خوبه بهش میاد اخه مث خودمه
بخوابم که فردا باید برم سرکار
همزاد:
چند روزی گذشت
دیگه از تنهایی کلافه شدم
همش زل میزنم به درو دیوار باس ی فکری برای روزمرگیم کنم
امروز وقتم خالیه ی سر به شرکت بابا بزنم ببینم در چه حالیه
کارای نمایشگاه دم دمای ظهر تموم کردم
راه افتادم سمت شرکت بابا سر راه دو پرس کباب برگ با مخلفات گرفتم
ناهارو با پدر بگزرونیم
تو اسانسور بودم در درحال بسته شدن بود یه دختره درحال امدن به سمت اسانسور بود
ااا چقدر شبیه غزل هست
از شانس منم سر بابا خلوت بود منشی هماهنگ کرد رفتم تو
+سلام
-سلام دانیال چه عجب سر به ما زدی
+بابا سرم عجیب شلوغه این روزا چه خبر؟اوضاع به وقف مراده؟
-بد نیست خوبه... تو چه خبر؟
+هیچ مشغولیم با کار
-نمیخوای سرو سامون بگیری پسر؟
+یعنی چی؟
-یعنی زن بگیری
+اااا بابا کی زنشو به من میده؟
خنده ای کردمو
غذا رو گذاشتم رو میز بوش که به مشامش خورد ازخود بی خود شد
شروع کردیم به خوردن
وسط ناهار بود منشی زنگ زد که یکی از کارمند ها میخواد مرخصی بگیره
بابا گفت داریم ناهار میخوریم بعد ناهار بفرستش تو
به اسرار زیاد منشی بابا گفت بیاد تو
ااااا این که غزل هست
اینجا چیکار میکنه؟
یعنی کارمند بابامه؟
سرش پایین بود برگه مرخصی رو گذاشت رو میز
+ خانوم غزل مرادی این روزا کارای شرکت زیاده درجریان هستید که مرخصی نمیشه داد
-اقای پولایی یه قضیه شخصی هست حتما باید امروز برم
+قضیه شخصی یعنی چی؟
-امشب تولد مادرم هست باید برم فقط منو داره
همچنان سرش پایین بود
بابا مرخصی بدید بهش
سرشو بالا اورد منو دید چشاش چهارتا شد
غزل: تو تو تو تو تو
بابا تک سرفه ای کردو غرل برگه مرخصیو گرفتو رفت
خب بابا منم دیگه برم کار دارم چشاشو برام ریز کرد گفت خبریه؟
+نه بابا خبر چیه؟خدافظ
همراه با غزل سوار اسانسور شدیم
+غزل
-بله؟
+سلام
-سلام...اینجا چیکار میکنی؟
+اینجا واس ماس یعنی کلش واس ماس
-مسخره نشو تو محل کار من چیکار میکنی؟تعقیبم کردی؟
+ قیافم این شکلی شد :| تعقیب؟
-اره دیگه
+ نه بابا شرکت بابامه امدم سر بش بزنم... گفتی تولد مامانته؟
-اره
+برنامه خاصی داری براش؟
-نه چطور؟
+گفتم اگه میشه با هم بریم بیرون
- مامانم تورو ببینه منو میشکه
+نه طوری نمیشه تازه خوشحالم میشه
-منظور؟
+هیچی
-راستی اسمت چیه؟
+بزار دو سال دیگه بپرس... دانیالم... بریم؟
-کجا؟
+ برا مامانت کادو بگیریم
-تو کجا اون وقت؟
+ منم میخوام براش کادو بگیرم
-لازم نکرده
که در اسانسور باز شد صحبتمون قطع
مازاراتی درست جلو در شرکت پارک بود
غزل: ههه مردم چه ماشین هایی سوار میشن اون وقت ما حرفشو قورت داد
منم دیدم اوضا بیخ بیخه گفتم ماشینم خراب شد دادم تعمیر بیا دربست بگیریم
که مخالفت کرد
با اسرار زیاد من تاکسی گرفتیم به سمت پاساژ بزرگ شهر
غزل با پس اندازی که جمع کرده بود یه پلاک طلای خوشگل به اسم مادرش گرفت
منم یه دست بند نقره شیک برا مادرش گرفتم یه وقت کادوم بالا تر کادوی غزل نباشه
+خب زنگ بزن به مامانت بریم دنباش
-تو کجا؟
+منم میام
-تو نمیای
+منم میام
-تو نمیای
+منم میام
دستشو اورد جلو صورم گوشیش تو دستش بود همون لحظه زنگ خورد نوشته بود مامان
گوشیو کشیدم از دستش جیغش در امد
+سلام خانوم مرادی خوب هستید؟
- سلام شما؟
+همکار غزل خانوم هستم اماده بشید داریم میایم دنبالتون قطع کردم
سر راه رفتیم نمایشگاه یه ماشین ورداشتیمو به سمت خونه غزل راهی شدیم
کل راهو غزل واسه خودش غر میزد اقا رو ولش کنی پامیشه میاد خونمون میخوابه
منم ریز ریز میخندیدم
رسیدم خونشون رفت با مامانش امد
از در امدن بیرون مادرش یه نگاه به من کردو یه نگاه ب غزل
لبخندی زدو دست غزلو ویجگون گرفت
قیافه غزل دیدنی بود هی اشاره میکرد به مادرش هیچی نگه
سوار که شدن احوال پرسی گرمی کردیمو خودمو معرفی کردم جای یکی از همکار های غزل
به سمت رستوران شیک بالا شهر راهی شدیم
خیلی رستوران شیکیه همیشه وقتی با دوستانیم میایم اینجا
غذا های سنتیش حرف نداره
سر یکی از میزا نشستیم غذارو سفارش دادیم
اییی شکم من چرا یهو درد گرفت پاشدم رفتم سرویس بهداشتی
غزل:
-عجب پسر خوبیه این دانیال
+ماااااااامااااااااااااااااان
-اخلاقشم که خوبه
+بس کنننننن
-تیپو ظاهرشم که خوبه
+ ااااااااااااااااااااااااا
-وضع مالیش چطوره؟
+ مامان بس میکنی یا پاشم برم؟؟؟
درحال بحث با مامان بودم که سنگینی نگاه روم حس کردم
سرمو برگردوندم
اه این حال بهم زنا اینجا چیکار میکنن
درست رو به روی میز ما واستادن
محسن با پوزخند سلامی کردو مسخره وار گفت وضعتون خوب شده بالا شهر میپلکید
خواستم جوابشو بدم که یکی دست گذاشت رو شونش برش گردوند
+ببین بچه ژیگول یا از خانوما با زبون خوش عذر خواهی میکنی یا جور دیگه برخورد کنم
- اگه نکنم؟
دانیال یقشو جمع کرد صدای اون دختره عوضی رویا در امد دانیال ولش کن بت گفتم ولش کن
محسن که فقط باد گوزه فقط ادا هست از ترسش که جلو عشقش کتک نخوره معزرت خواهی کردو در گوش دانیال گفت
بعدا به حسابت میرسم
دانیال پوزخندی زدو گفت باش تا برسیم بچه
اون دوتا رفتنو مامان با بهت بهمون نگاه میکرد
+مامان برگشتیم خونه برات توضیح میدم
-باشه دخترم
دانیال:من ی لحظه برم الان برمیگردم
+اااا همش که داری میری
دانیال
این پسره عوضی با اون دختره هرزه بدجوری رو اعصابمن باس حالیشون کنم با کی طرفن
رفتم کوبیدم سر میزشون
ببین اق پسر به ظاهر محترم بار اخرت باشه دورو ور این خانواده میپلکی شیفهم شد؟
- نشده باشه؟
+میدم نوچه هام راستتو بکشن میشه
رویا : بس کن دانیال عذر خواهی کرد که
+تو خفه رویا
با اعصاب داغون رفتم سمت گارسون رستوران
برای مراسم های خاص همیشه کیک داشتن سفارش کیک دادم با نوشته روش که بعد از غذا بیارن
تا برگردم میزو چیده بودن
غزل درحال خوردن بود مامانشم منتظر من مونده بود چپ چپ غزلو نگاه میکرد که نخوره
شامو خوردیمو کیکو اوردن
کادو هارو دادیم مامانش خیلی خوشحال شده بود شادی تو صورتش موج میزد
در کل شب به یاد موندنی بود رسوندموشن خونشونو رفتم تا ماشینو بزارم نمایشگاه برم دنبال مازاراتیم
غزل:
+خب مامان کشتی منو بزار برسیم
-غزل تعریف کن قضیه چی بود؟دانیال کیه؟
+میگم برات بزار لباس عوض کنیم ی چای دم کنم برات
من دختری نیستم که چیزیو از مادرم پنهون کنم ازم بپرسه راستشو میگم
نشستیم رو مبل شروع کردم از اول به تعریف کردن چطوری با محسن اشنا شدم و کل اتفاق ها
ساعت یکو نیم نصفه شب شد
- ادم تو حکمت خدا میمونه پاشو دخترم بخواب صبح باس بری سرکار
+وااای مامان سااعتو نگاه
سریع رفتم تو تختو خوابیدم


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :♥negin♥
تاریخ:پنجشنبه 8 فروردین 1392-11:47 ب.ظ

اوا مامانمینا

  پسر این عکس چی میخواد ب ما بگه ؟

  ۱. با آستین حلقه ای میشه روسری کوتاه گذاشت

  ۲. من میتونم جلب توجه کنم  

۳. دماغم احتیاج ب عمل داره آیا ؟

  ۴. تلم منو خوشگلتر کرده ...





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :♥negin♥
تاریخ:سه شنبه 29 اسفند 1391-01:49 ب.ظ

اعتماد بنفسش تو حلقش!!!!!!!!!!!!!!!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :♥negin♥
تاریخ:سه شنبه 29 اسفند 1391-01:15 ب.ظ

عیدتون مبارک




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :♥negin♥
تاریخ:سه شنبه 29 اسفند 1391-01:13 ب.ظ

به این میگن تلاش و پشتکار......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :♥negin♥
تاریخ:سه شنبه 29 اسفند 1391-01:09 ب.ظ

مغزه این پسرارو برم بااین آبگرمکن اختراع کردنشون




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :♥negin♥
تاریخ:سه شنبه 29 اسفند 1391-01:06 ب.ظ

خدا ازتون نگذره این بدبخت پس فردا به چه رویی به عکس خودش نیگا کنه؟؟؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 19 اسفند 1391-11:42 ب.ظ

دختر: تو خجالت نمی‌کشی افتادی دنبال من؟

پسر: یعنی برگردم؟
دختر: نه، فقط پرسیدم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 19 اسفند 1391-11:24 ب.ظ

شناخت زنان جلد اول حتما مطالعه کنید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 19 اسفند 1391-11:23 ب.ظ

پارک دوبل خانوما




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 19 اسفند 1391-11:22 ب.ظ

مثلا که چی؟؟؟

بعضی از خانوما موهاشونو دم اسبی میبندند
 .
 .
 .
 حالا اگه موهاشون دم اسبه
 .
 .
 .
 سرشون کجای اسب میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 19 اسفند 1391-11:21 ب.ظ

به سلامتی همه پسرای مجرد . . .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 19 اسفند 1391-11:19 ب.ظ

دخترا vs پسرا




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاریخ:شنبه 19 اسفند 1391-11:18 ب.ظ

دعا کنید نمیریم همه تون رو میگیریم خخخخ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :86
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
تبادل لینک هوشمند |تک لینک |تبادل لینک سه طرفه - تبادل لینک سریع و رایگانتبادل لینک - تبادل لینكتبادل لینک - تبادل لینك">تبادل لینک - تبادل لینكتبادل لینک رایگان - تبادل لینکتبادل لینک - تبادل لینک

تفریح و خنده

تبادل لینک - تبادل لینکتبادل لینك - تبادل لینكتبادل لینک - تبادل لینكتبادل لینک هوشمند ژی - تبادل لینک ، ثبت لینک در سایت پر بازدید ، تبادل لینک با پیج رنک 1 ، لینک دونیتبادل لینک - تبادل لینکدانلود آهنگ جدید - دانلود آهنگ جدیدتبادل لینک - تبادل لینكتبادل لینک رایگان - تبادل لینک رایگانفروشگاه اینترنتی - فروشگاه اینترنتی ارزانسرا با محصولاتی متنوع و قیمت ارزان با پرداخت در محلتبادل لینك - تبادل لینك هوشمندتبادل لینک - تبادل لینکثبت علامت تجاری - ثبت علامت تجاری، ثبت برند تجاری، تمدید علامت تجاری، تمدید برند تجاری، نقل و انتقال علامت تجاری، نقل و انتقال برندشبکه اجتماعی هفت آسمان - برترین جامعه مجازی ایرانیانخرید عینک آفتابی - خرید عینک آفتابیلینک رایگان - تبادل لینک,لینک رایگان,بک لینک,بک لینک رایگان,تبادل لینک اتوماتیکشارژ مستقیم ارزان - شارژ مشتقیم شارژ وایمکس شارژ رایتل پرداخت قبض ایرانسلتبادل لینک - سیستم تبادل لینک سه طرفه رایگان، اتوماتیک و هوشمندخرید ساعت رولکسشغل ساز - شغل های پردرآمد دامین رایگان و حرفه ای و تبادل لینک 3 طرفه - تبادل لینک اتوماتیک ، تبادل لینک سه 3 طرفه ، تبادل لینک Automatic Link Exchange Site list of useful web directory of all blogs and sites پودر مورست - پودر مورستخرید گن لاغری - خرید گن لاغریآگهی رایگان | تبلیغات رایگان | آگهی استخدام - به رایگان آگهی درج کنیدتبادل لینک - تبادل لینکنیازمندیها - نیازمندیهاتبادل لینک - تبادل لینک-تبادل لینک-تبادل لینک-تبادل لینکدانلود0098 - دانلود بهترین نرم افزار رایانه و موبایلتبادل لینک - تبادل لینک رایگان و افزایش بازدیدآموزش خیاطی - آموزش خیاطیفروشگاه الیکان - خرید اسانتبادل لینک اتوماتیک - تبادل لینک اتوماتیکتبادل لینک - تبادل لینک با پیج رنک های بالادانیال آنلاین - دانیال آنلاینتبادل لینک رایگان پابی - لینك رایگان برای همهتبادل لینک اتوماتیک - تبادل لینک اتوماتیکفروش ساعت مچی - فروش ساعت مچتبادل لینك خودكار - افزایش رتبه و بازدید در گوگل. پیورسافت نرم افزار ایرانی و رایگان تفریح و سرگرمی - اخبار روز,سرگرمی های روزخرید عینک آفتابی - خرید عینک آفتابی